تبليغاتX
بغض دلهای شکسته
 
بغض دلهای شکسته
   
 

معنای" عشق " از نظر قرآن و روایات چیست و رابطه آن با "عقل " چگونه است ؟

"عشق" به معنای محبت شدید و علاقه خاص است. در قرآن کلمه عشق به صراحت نیامده، امّا از مفاهیم دیگری که معنای عشق را می رساند، نام برده شده است: "بعضی از مردم معبود هایی غیر از خداوند، برای خود انتخاب می کنند و آن ها را چون خدا دوست می دارند، امّا آن ها که ایمان دارند،‌ عشقشان به خدا (از مشرکان نسبت به معبوهاشان) شدید تر است".[بقره (2) آیه 165]
در این آیه شریفه، شد حبّ و علاقمندی به عشق تفسیر شده است.
در روایات و احادیث،‌ از "عشق" نام برده شده است.
پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود: "با فضیلت ترین مردم کسی است که عاشق عبادت است و با عشق عبادت کند".[بحارالانوار، ج 67، ص 253، حدیث 10]
علاّمه مجلسی بعد از ذکر حدیث می فرماید: عشق به معنای زیاده روی در دوست داشتن و محبت است. گاهی خیال می شود عشق، مخصوص علاقه داشتن به امور باطل است، به همین جهت در علاقه به خدا به کار نمی رود، اما این حدیث بر خلاف پندار مزبور است؟ آن چه در مورد مذمت و سرزنش است، ‌عشق جسمانی، حیوانی و شهوانی است و آن چه مورد مدح و ستایش قرار گرفته، عشق روحانی و انسانی می باشد. عشق نوع اوّل به مجرّد وصال و رسیدن به آن، فانی شده و از بین می رود و عشق از نوع دوم تا ابد باقی و پایدار است.[بحارالانوار، ج 67، ص 254]

درباره رابطه عقل و عشق نیز باید گفت که وادی عقل با فضای عشق متفاوت است؛ در این باره سه نکته قابل ذکر است:
1. عقل فقط راهنما است؛ مولا علی(ع) میفرمایند: «عقل هدایت بخش و نجات دهنده است...»، (میزان الحکمه، ج 6، ص 397، ر 13022، مکتب الاعلام الاسلامی، چ اوّل، سال 1362). و نیزمیفرمایند: العقل یصلح الرویة ؛ عقل رویه و منش را اصلاح میکند (همان، ص 396، ر 13019).

2. عقل عشق آفرین است؛ امام علی(ع) میفرمایند: العقل رقی الی اعلی علیین ؛ عقل باعث ترقی انسان به اعلی علیین میباشد (همان، ر13016). وقتی انسان عقل خود را به کار گیرد، راه را از چاه میشناسد؛ سلوک سعادت را از سقوط شقاوت باز مییابد؛ خانه جانان را از کاشانه شیطان جدا میسازد و حتی عشق حقیقی را از عشق مجازی متمایز میکند. انسان در پرتو عقل، راه اعلی علیین را میجوید و لذّت تشخیص و ترسیم چنین راهی، کام تشنه را برای وصول به گوارایی آب تحریک میکند و با تکرار تصور ضرورت پیمودن راه عشق، دل را با خود همراه میسازد. از این رو میگوییم: عقل عشق آفرین است.

3. مرکب وصول و معرفت قلبی عشق است نه عقل؛ عقل چون پلیس، فقط راهنمای خوبی است و گرنه هرگز پای پیمودن راه وصال را ندارد. وقتی با جرقه‏های راه بخش عقل، عشق در دل زبانه کشید؛ دل عاشق گام‏های نخستین راه معرفت را بر میدارد و کم کم به حالاتی بلند میرسد که از عقل نشانی نمیماند.
جناب عشق را در گه بسی بالاتر از عقل است کسی آن آستان بوسد که جان در آستین دارد ( حافظ)
در آن حالات بلند، عقل محو میشود؛ گرچه آن حالات بعد از سال‏ها ریاضت، لحظاتی بیش نیست. پس عقل در دو مرحله اوّل، نه تنها زایل کننده عشق نیست؛ بلکه میتواند راه عشق حقیقی را بنمایاند و در مرحله سوم هم در بعضی از حالات بلند عرفانی و عشق حقیقی،اصلاً جایی برای عقل و توجّه به آن نمیماند. به لحاظ این مرتبه بالا، میتوان گفت: عقل خود حجاب عشق است.
به عبارت دیگر عقل و عشق را اگر به خوبی بشناسیم با هم تقابل ندارند . عقل انسان را تا مرحله ای راهنمایی می کند و برای سیربالاتر باید از نردبان عشق بهره گرفت . در عین حال عقل می تواند مراقبت کند که انسان در مسیر عشق به بیراهه نیفتد.
پس می تواند در کمال انسان با هم مشارکت داشته باشند ، بی آنکه یکی را بگیریم و دیگری را طرد کنیم.

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط داداش میثم
 
   
  Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا  
 
 |    نوشته شده توسط داداش میثم
 
   
 


با قلب بشر مونس و دمساز حسین است
در خلـوت دل محـرم و همــراز حسین است

گـر خلق تـو را از در خـود جملـه بـراننــد
آنکس که پناهت بدهد باز حسین است

از مـــردم دنیـــــــــا نطلـــب حــــاجــــت خـــود را
درخواست از او کن که سبب ساز حسین است



و حسين ( ع) چون برزمين فتاد،

چشمه عشق افلاكى،از خاك جوشيده و زمين و زمان درهم پيچيد.

زمان برمدار عاشورا و زمين برگرد كربلا، به طواف آمد

و از آن روز هر لحظه عاشورا شد و هر جا كربلا .

نام حسين در همه عالم پيچيد

امروز چون بيرق عزاى حسين ( ع) برافراشته مى‏شود،

عالم در مصيبت ‏سنگين او به سوگ مى‏نشيند.

در آغاز محرم حسینی سه جمله از آن امام عزیز نقل می کنم و اگر سعادتی بود تاسوعا و عاشورا مطلبی می نویسم .

امام حسین ( ع ) :

من نیتی جز امر به معروف و نهی از منکر ندارم .

من قصدی جز اصلاح امت جدم ( پیامبر ) ندارم .

اگر دین محمد ( ص ) مستقیم نمی گردد جز با خون من ٬ پس ای شمشیرها مرا در بر گیرید .

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط داداش میثم
 
   
 


«عاشورا» يک متن عاشقانه

 

دل است همچو حسين و فراق همچو يزيد

شهيد گشته دو صد ره  به دشت کرب و بلا (ديوان شمس)

جايي گفته بودم «روزه» يک متن است، متني که هر کسي مي تواند آن را در هر زمان  و با هر زباني با توجه به شرايط و احوالات خويش بخواند و از آن لذت ببرد. هر پديده اي مي تواند بالقوه يک متن باشد. انسان هم يک متن و نوشته منشوروار است و البته در مواردي يک اثر ادبي که نقاش روزگار آن را به بهترين صورت ممکن از دفتر تقويم (1) خود به عالم خاکي تقديم کرده است. در اين ميان برخي از متن ها (انسان ها) (2) به دلايل گوناگون بر متن هاي ديگر (انسان ها) تقدم و تشرف مي يابند و - برخلاف متن هاي مجازي ديگر که ترجيح مي دهند در حاشيه و با حفظ ايمني و امنيت و رعايت مصلحت وقت به حيات خود ادامه دهند و به همين دليل به چاپ دوم هم نمي رسند (3)- همواره در بطن يک متن بزرگ‌تر  يعني در دل زندگي و حيات معقول زندگي مي کنند و روش زندگي و سيره آنها و بلکه خود آنها بعد از گذشت سال ها و بلکه قرن ها به چاپ اِندُم مي رسند. اين دسته از  متن ها هستند که به دليل نوع، کيفيت و اهميت محتواي آن، قابليت خوانش هاي متنوع را به خواننده مي دهند و بلکه با مخاطب خويش ديالوگ هم مي کنند.

يکي از سوالات مقدر که طرح درست آن مبين ومفسر فضاي کلي اين نوشتار است، اينکه دلايل و شرايط جاودانگي اين متن (انسان) معطوف به چه مولفه ها و شرايطي تواند بود. به عبارت ديگر چه عواملي در بقاي يک انسان در طول تاريخ تاثير گذار ترست سوالي است که بايد ابعاد و اجزاي آن بدرستي تبيين شود. به هروي بايد روشن کرد که کدام يک از عواملِ مکان برتر، امکان برتر، موقعيت برتر، حادثه برتر، علل  و انگيزه هاي برتر (4) و... به منظور بقا و ابدي ساختن حيات آدمي ، تاثير گذار ترند  و آيا هر کدام از اين عوامل به تنهايي مي تواند موجب جاودانگي يک انسان شود و  آيا علاوه بر اين مولفه ها؛ عواملي ديگري همچون  خود شخصيت و اوتوريته  انسان برتر (5) مي تواند همه اين عوامل را تحت الشعاع خود قرار دهد. با توجه به اين نکات ياد شده عاشورا را به عنوان يک متن مي توان بارها و بارها بازخواني و بازبيني کرد. متني که همه عوامل جاودانگي آدمي را در دل شخصيت اول آن (حضرت حسين) در خود نهفته دارد که بررسي و تحليل اين عوامل به بررسي و تحليل مستقل و فراگير نياز دارد.  همچنان که در مجموعه پژوهش هاي محققان به اين امر توجه شده است. سوال ديگري که به موازات آن سوال اوليه مطرح مي شود اينکه در متون ادبي ما به ويژه متون عرفاني به کدام جنبه از نکات فوق توجه بيشتري شده است؟ به عبارت ديگر در اين متون آيا شخصيت هاي داستان بيشتر محل توجه  و تامل بوده اند؛ يا علل و امکان ها يا  زمان و مکان و موقعيت ها و يا .... .

با اين مقدمه بايد يادآوري کرد که درباره اين متن با توجه به ابعاد و نوع حوادث و شخصيت هاي آن، علل و عوامل پيدايش آن، نتايج و ثمرات آن، اهداف و انگيزه هاي آن، فايده يا فايده هاي آن و ماهيت آن و .... قلم ها و قدم هاي فراواني در طول تاريخ سخن اهتمام ورزيده اند و درباره تصوير شخصيت اصلي اين متن يعني حضرت حسين و گفتارها و افعال او به کرات  نوشته اند.  اينک يکي از اين قرائت ها به عنوان حسن ختام اين بخش تقديم مي گردد.

در سال 61 هجري در گوشه اي از اين کره خاکي به نام عراق واقعه اي در تاريخ بشريت رخ داد که مانند بسياري از حوادث تاريخي حاصل تضاد دو نيروي اهورايي و اهريمني (خوب و بد- محمد(ص) و ابوسفيان- علي(ع) و معاويه و ...)  بود. شخصيت اول اين حادثه و داستان به گونه اي زيست که مرگ تدريجي هرگز شايسته او نبود. مرگي تدريجي اي که در کتاب مقدس مسلمانان «و اينما تکونوا يدرککم الموت و لو کنتم في بروج مشيده» تعبير و در متون ادب فارسي «قضا چون ز گردون فروهشت پر/ همه زيرکان کور گردند و کر» تفسير شده است. مرگي که شايسته چنين انساني بود  و شد؛ مرگي بود که عارف بزرگ ادب فارسي  از آن به «مرگ عشاق» تعبير کرده که مرگ حسيني نمونه تام اين چنين مرگي است(6) :

«عاشقاني که با خبر ميرند

پيش معشوق چون شکر ميرند

از الست آب زندگي خوردند

لاجــــرم شيوه دگر ميرند

چون که شبها نخفته اند زبيم

جمله بي خوف و بي خطر ميرند

از فرشته گذشته اند به لطف

حيف از ايشان که چون بشر ميرند» (ديوان شمس)

مرگي که در عرفان به «موتوا قبل ان تموتوا» تعبير شده است:

«بميريد بميرد در اين عشق بميرد

در اين عشق چو مرديد همه روح پذيريد

بميريد بميريد کز اين مرگ مترسيد

کز اين مرگ برآييد سماوات بگيريد » (ديوان شمس)

مرگي که عزراييل را هم در آن راهي نيست و در مشابهت ِنوع جان بازي (معامله جانباز با جان ستاننده واقعي)چون جان بازي اسماعيل (عاشق جانباز)در کف ابراهيم (جان ستاننده)  است:

«دشمن خويشيم و يار آنکه ما را مي کــشد

غرق درياييم و ما را موج دريا مي کشد

آنچنان شيرين و خوش در پاي او جان مي دهيم

کان ملک ما را به شهد و شير و حلوا  مي کشد

خويشتن فربه نماييم از پي قربان عيــــد

کان قصاب عاشقان بس خوب و زيبا مي کشد

همچو اسماعـــــيل گردن پيش خنجر خوش بنه

سر مدزد از وي گلو گر مي کشد يا مي کشد

نيست عزراييل را دست و رهي بر عاشقان

عاشقان عشق را هم عشق و سودا مي کشد» (ديوان شمس)

با جمع اين نکات و با توجه به چنين مرگي است که ذهن وقاد عارف بزرگ، مولوي بلخي در بيان شهادت حضرت حسين  به اين ابيات متمايل مي شود و همه اين ويژگي ها را در شهادت عاشقانه حضرت حسين مي بيند و  اين گونه داد سخن مي دهد:

روح سلطاني ز زنـــــــداني بجست

جامه چدرانيم و چون خاييم دست

چون که ايشان خسرو دين بوده اند

وقت شادي شد چو بشکستند بند

سوي شادردوان عزت تـــــــاختند

کنـــــــــده و زنجير را انداختند

پس عزا بر خود کنيد اي عاشــقان

زانکه بد مرگي است اين خواب گران» (مثنوي)

در اين فضاست که مولوي مرگي چنين را شايسته انسان هاي عاشق و جان بازي از جمله حسين بن علي مي داند که به تعبير برخي از مفسران آيات سوره فجر قرآن در وصف او نازل شده است (7) حسيني که به تصور برخي ديگر چنان در عشق به حق غرق گشته بود که نوع عمل او را به دليل شدت و حدت ايثار مي توان به خشونت در عشق ياد کرد (8). البته اين نوع نگاه به عوامل جاودانگي انسان درباره بزرگان ديگر تاريخ بشريت چون سقراط نيز صادق است  که  اتفاقا در نحوه مرگ نيز مشابهت فراواني با او دارد. به عبارت ديگر همچنان که نحوه زيستن هر انسان تعيين کننده نحوه ادامه حيات او در عالم باقي نيز خواهد بود . (9)  اين مساله با نحوه مرگ هر انسان نيز ارتباط نزديکي دارد. همان نکته اي که مولوي به زيبايي از آن سخن رانده است.  (رابطه معرفت و آگاهي با عشق در دو دنيا)

«عـــاشقاني که با خبر ميرند

پيش معشوق چون شکر ميرند

از فرشته گذشته اند به لطف

حيف از ايشان که چون بشر ميرند» (ديوان شمس)

يکي از دلايل مانندگي نحوه مرگ اين دو بزرگ البته در دو ساحت مختلف؛ يکي از آخرين گفتارهاي آن دو در وقت شهادت است که  باعث نزديکي اين دو بزرگ تاريخ شده است. همان عبارت معروفي که حضرت حسين  در  ايام آخر حيات  فرمودند که «هيهات من الذله و .... و ان کان دين محمد (حقيقت و آگاهي) لم يستقم الا بقتلي و يا سيوف  خذيني» که شبيه همين سخن را نيز سقراط  که عاشق حقيقت و معرفت بود در وقت مرگ اين گونه بر زبان جاري ساخته بود: «تا جان در بدن دارم از آگاه ساختن شما دست بر نخواهم داشت پس بدانيد خواه سخن آنوتوس را بپذيريد خواه مرا تبرئه کنيد در هيچ حال رفتاري جز اين نخواهم کرد و لو بارها کشته شوم» (آپولوژي، آلن دوباتن، 1385: 10) و در نهايت گفت «سزاوار نيست که آدمي چه در ميدان رزم و چه در ميدان بزم از چنگال مرگ به آغوش ننگ بگريزد» ( آخرين وصيت سقراط) اين دو مساله گوياي اين نکته باريک است که اين دو شخصيت به گونه اي زيستند که مردن تدريجي لايق آنها نبوده است. بر اين اساس مي توانيم بگوييم حضرت رسول اكرم صلي‌الله عليه و آله وسلم، امام علي عليه‌السلام و امام حسين (ع ) و... در اين راستا و راسته قرار مي گيرند و خواننده مي تواند  متن وجودي آنها را در هر عصري از عالم استعاره ها فراتر ديده و به عالم سمبل ها و نمادها نيز تفسير و تاويل کند و به دليل نمادين شدن شخصيت آن بزرگان به عنوان نماد يک حقيقيت به عالم اسطوره ها هم تسري دهد. هر کدام از اين بزرگان در نوع خود نه يک اثر ادبي که يک متن خلاقانه و شاهکار ادبي اند که در هر عصري يکoriginal text   خواهند بود و اين است يکي از شرايط جاودانگي آن بزرگان.

آري حسين يک متن است و به عنوان يک متن هر کسي مي تواند آن را بخواند و از خواندن آن لذت ببرد. البته شرط پذيرفتن اين نکته در اين است که هر خواننده  بتواند جدا از شخصيت خود متن آن را بر اساس علائق و سلائق خويش بخواند و درک خاصي با توجه به عينک خاص خود (همت) از آن ارائه دهد.  (10) اينک به چند تصوير از نگاه يکي از شاعران معاصر درباره اين دسته از متون اشاره مي شود؛ متوني (انسان هاي ناميرا) که آن ميرنده ميرا (مرگ) را در آغوش گرفته و از آن ابايي ندارد. البته در اين تصوير ها به صورت ازلي  و کهن نمونه (archetype) اين شخصيت هاي ناميرا  اشاره شده است:

«نام تو چيست/ نام تو نور/ نام تو شور/ نام تو لبخند/ لبخند / در تلفظ نامت/ ضروري است/ نامي براي مردن/ نامي براي تا به ابد زيستن / نامي براي بي که بداني چرا/ گاهي گريستن/ تاريخ عاشقان/ فهرست کوچکي / از لب شمار نام شهيدان توست/ پيغمبران/ به نام تو سوگند خورده اند ... (قيصر امين پور، آينه هاي ناگهان: 46-47) و يا:

«اي خوشا ز خود رفتن مست خلسه اي خونين      سرخوش از سماعي سرخ عارفانه رقصيدن

معني شکوفايي است ترجمان والايي است        مثل غنچه خنديدن چون جوانه روييدن» (تنفس صبح: 42)

«کس راز حيات او نداند گفتن     بايست زبان به کام خود بنهفتن

هر چند مبان خون خود خفت ولي     سوگند که خون او نخواهد خفتن» (تنفس صبح: 62)

«حسن تو کنايه اي به طوفان مي زد      در ناي تو نبض عيد قربان مي زد

درياي دلت ساحل اطمينان بود   آرامش تو طعنه به طوفان مي زد» ( تنفس صبح: 63)

«اي نابترين معاني واژه خوب    اي جوشش خون گرمتان شهرآشوب

کس در سفرکدام منظومه شنيد     يک روز کند هزار خورشيد غروب» (تنفس صبح: 65)

«رفت تا دامنش از گرد زمين پاک بمانَد     آسماني تر ازآن بود که در خاک بمانَد

از دل برکه شب سر زد و تابيد به خورشيد   تا دل روشــــن نيلوفري اش پاک بماند

دل و دامان شب آنگونه ز سوز دم او سوخت     که گريبان سحر تا به ابد چاک بماند...

جز صداي سخن عشق صدايي نشنيدم        که در اين همهمه گنبد افلاک بمانَد» (گلها همه: 86)

در ادبيات فارسي با توجه به ارزش و اهميت حضرت حسين به عنوان يک متن و شاهکار آفرينش که با يک انتخاب تمام  متن هاي (حوادث) مشابه خود را تحت الشعاع قرار  داده و در سايه افکنده؛ به انحاي مختلف به شخصيت و ارزش کار او اشاره شده که صورت تفضيلي آن - آن هم فقط در متون عرفاني- نياز به تتبع و جستار کلان و عميقي دارد که محققان در اين راستا قلم و قدم زده اند. به عنوان نمونه بررسي سيماي حسين؛ تنها در متون ادبي معاصر که در قالب داستان معاصر و رمان ( سووشون، کليدر، رمان امام حسين و .... ) تاليف و منتشر شده  خود نيازمند تحقيق مفصل و پردامنه اي است.

در حوزه شعر معاصر هم بررسي سيماي اين متن (حضرت حسين عليه السلام) خود نياز به بررسي و تحليل مستقل دارد که در ذيل به چند نمونه آن؛ آن هم فقط در اشعار يک شاعر؛( زنده ياد قيصر امين پور) اشاره مي شود. نمونه اول در آخرين مجموعه شعري ايشان يعني «دستور زبان عشق» است که تراژدي کربلا را با تاکيد بر بعد عاطفي  آن به تصوير کشيده است:

«کودکان کربلا» راستي آيا

 کودکان کربلا، تکليفشان تنها

دائما تکرار مشق آب آب

مشق بابا آب بود. ( امين پور، دستور زبان عشق،  1386: 21)

نمونه دوم مربوط به دفتر شعر «آينه هاي ناگهان» است که هم بعد عاطفي آن را به تصوير کشيده و هم بعد حماسي و هم بعد عرفاني آن را ترسيم کرده است. اين قطعه، مثنوي ايست که در وصف کربلا پس از غروب عاشورا و بردن سر مبارک امام است که با عنواني مزين شده که تداعي کننده آن سويي بودن آن سراست و آن «ني نامه» است:

« خوشا از دل نم اشکي فشاندن     به آبي آتش دل را نــــشاندن

خوشا زان عشقبازان ياد کردن      زبان را زخمه فريــــاد کــردن

خوشا از ني خوشا از سر سرودن     خوشا ني نامه اي ديگر سرودن

نواي ني نــــــوايي آتشين است     بگو از سر بگيرد دلنشين است 

نواي ني نواي بي نوايي است     هواي ناله هايش نينوايي است...

سرش بر ني تنش در قعر گودال     ادب را گه الف گرديد گه دال

ره ني پيچ و خم بسيار دارد          نوايش زير و بم بسيار دارد

سري بر نيزه اي منزل به منزل      به همراهش هزاران کاروان دل

چگونه پا ز گل بردارد اشتر      که با خود باري از سر دارد اشتر

گران باري به محمل بود بر ني        نه از سر باري از دل بود بر ني

چو از جان پيش پاي عشق سر داد    سرش بر ني نواي عشق سر داد

به روي نيزه و شيرين زباني              عجب نبود ز ني شکر فشاني

اگر ني پرده اي ديگر بخواند           نيستان را به آتش مي کشاند

سزد گر چشم ها در خون نشيند       چو دريا را به روي نيزه بيند

شگفتا بي سرو ساماني عشق            به روي نيزه سرگرداني عشق

ز دست عشق عالم در هياهوست      تمام فتنه ها زير سر اوست» ( امين پور،آينه هاي ناگهان، 164)

حسن ختام اين جستار ابياتي از جلال الدين محمد بلخي که نشان دهنده اصل سنخيت در عالم هستي است و اينکه السنخيته عله الانضمام و اينکه شرط حسيني بودن و حسيني شدن کسب اوصاف و خصائل آن عاشق خوبي هاست. اگر بزرگي ما را به سمت خود کشاند يا قصد تسخر ما دارد و يا اينکه از ما دعوت مي کند خوبي هاي او را در خود بپرورانيم: 

«گر لــطيفي زشت را در پي کند      تسخري باشد که او بر وي کند

گفــــتم ار خوبم پذيرم اين ازو        ورنه خود خنديد بر من زشت رو

خوب خوبي را کند جذب اين بدان          طيبات و طيبين بر وي بخوان

در جهان هر چيز چيزي جذب کرد      گرم گرمي را کشيد و سرد سرد

قسم باطل باطلان را مي کـــــــشد      باقيان از باقيـــــان هم سرخوشند

ناريان مر نـــــــــــاريان را جاذبند       نوريان مر نوريان را طالبند» (مثنوي)

پي نوشت‌ها:

[1] . «و لقد خلقنا الانسان في احسن التقويم»

2 . مقصود انسان هايي هستند که به معناي حيات واقعي دست يافتند و به سه سوال «از کجا آمده ام» و «براي چه آمده ام» و «به  کجا خواهم رفت» پاسخ منطقي و معقول داده اند.

 3- مقصود از اين دسته از متون، انسان هايي  هستند که به نوعي در روزمره گي و روزمرگي خويش مي زيند  و با رعايت محافظه کاري و مصلحت بيني در حاشيه زندگي مي کنند و مي ميرند.

 4- در مورد حادثه اخير يعني عاشورا عواملي چون امر به معروف، حکومت کردن، بيعت نکردن با ناحق، اتمام حجت، احياي دين و.... به عنوان مهم ترين اين انگيزه ها ياد شده که خود در بقا و جاوداني داستان کربلا موثر بوده است

 5- به منظور روشن شدن مقام اين انسان  در اين جستار برخي از  ويژگي هاي اين انسان کامل ( حضرت حسين)  با توجه به  نوع نگاه او به عالم هستي، خود و خدا با توجه به فراز هايي از سخن آن بزرگ اشاره مي شود. او کسي است که هرگز خود را نمي بيند و با خداي خويش در نهايت ادب و  نزاکت است: «الهي من کانت محاسنه مساويه فکيف لا تکون مساويه مساويه الهي من کان حقائقه دعاويه فکيف لاتکون دعاويه دعاويه . او کسي است که آيه شريفه «الم يعلم بان الله يري» واقف است و حقيقت را به هيچ چيز نمي فروشد: «عميت عين حتي لا تراک عليه رقيبا و خسرت صفقه عبد لم تجعل له من حبک نصيبا ....  که اين نوع نگاه به خداوند در متون عرفاني ادب فارسي به کرات متجلي شده است: « زهي نادان که او خورشيد تابان/  به نور شمع جويد در بيابان// همه عالم به نور اوست پيدا/  کجا او گردد از عالم هويدا// کي رفته اي ز دل که  تمنا کنم تو را / کي بوده اي نهفته که هويدا کنم تو را// پنهان نگشته اي که شوم طالب حضور / غيبت نکرده اي که پيدا کنم تو را». حقيقت را فراتر از هر چيزي مي داند که بتوان آن را به کمک آن چيز اثبات کرد: « الهي ايکون لغيرک من  الظهور ما  ليس لک حتي يکون له مظهر لک ...  البته با توجه به آيات قران نيز مستفاد مي شود که يکي از شرايط جاويد ماندن در طول اعصار ايمان ( عاشقانه) و انجام عمل صالح ( صادقانه) است که هم در شخصيت حضرت  و هم در عمل ايشان به صورت کامل بروز و ضهور يافته است: «ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات سيجعل الرحمان ودا» ( سوره مريم)

 6- در نگاه عرفاني دو نوع مرگ وجود دارد: « آن که مردن پيش چشمش تهلکه است           امر لا تلقوا بگيرد او به دست

آن که مردن پيش او شد فتح باب                         سارعوا آيد مرو را در خطاب

اي که مي ترسي ز مرگ اندر فرار                        هان زخود ترساني اي جان هوشدار

مرگ هر کس اي پسر همرنگ اوست                    پيش دشمن دشمن و بر دوست دوست»  (مثنوي)

7- به نظر برخي از مفسران آيات آخر سوره فجر درشان آن حضرت  عاشق نازل شده است بر اين اساس حضرت ايشان در اثر يک انتخاب و معامله  به صاحب نفس مطمئنه ملقب شده است.  (سوره فجر) 

8- چقدر بايد عشق ورزيد . (ر مقاله خشونت عشق. ملکيان، مدرسه،   4 )   

9- « و من کان في هذه اعمي و في الآخره اعمي و اضل سبيلا»

10- «تو و طوبي و ما و قامت دوست     ديد هر کس به قدر عينک اوست»

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط داداش میثم
 
   
 

«در خرابات خراب عشق تو// يک حريف آب دندان کس نديد»
عطار نيشابوري

د د د
- «در ميان تمام انواع احتياط، احتياط در عشق به احتمال براي شادي واقعي کشنده ترين است.»
برتراند راسل

د د د
- «دست از مس وجود چو مردان ره، بشوي// تا کيمياي عشق بيابي و زر شوي»
حافظ

د د د
- «دعوي عشق زهر بوالهوسي مي آيد // دست برسرزدن از هر مگسي مي آيد»
ناشناس

د د د
«دوستي خالص ترين عشق است. دوستي والاترين صورت عشق است جايي که چيزي نمي خواهي، شرطي قائل نمي شوي، جايي که ايثار کردن عين لذت است. يکي بسيار نصيب مي برد، اما اين اصل نيست، اين نصيب خودبه خود پيش مي آيد. انسان نياموخته است که زيبايي هاي تنهايي را دريابد. او هميشه آواره جستن نوعي پيوند است، مي خواهد با کسي باشد - با يک دوست، با يک پدر، با يک همسر، با يک فرزند، با يکي و کسي... اما نياز اساسي آن است که به گونه اي فراموش کني که تنهايي.»
اوشو

د د د
- «ديرگاهي که مرگش فرارسيد، ذره ذره از پيکرش ستاره بساز! آن گه طاق نيلگون آسمان را چراغاني خواهد کرد، تا جهان عاشق شب گردد و هيچ انساني به ستايش خورشيد خودپرست ننشيند.»
ويليام شکسپير/ رومئو و ژوليت

د د د
«ديروز، مطيع سلاطين بوديم، و سر برآستان  امپراطوران داشتيم; امروز، حقيقت را مي ستاييم، و ره عشق مي پوييم.»
جبران خليل جبران


د د د
-«روح عاشق هيچگاه در خانه نيست.»
کارل فريدريش ويلهلم واندر

د د د
- «زندگي عشق عجب زندگي است// زنده که عاشق نبود زنده نيست»
ايرج ميرزا

د د د
- «زندگي در صدف خويش گهر ساختن است// عشق ازين گنبد دربسته برون تاختن است»
اقبال لاهوري
د د د

- «سرزميني در جهان نيست که عشق، از عاشقان شاعر نسازد.»
ولتر

د د د
- «سعديا عشق نياميزد و شهوت باهم// پيش تسبيح ملائک نرود ديو رجيم»
سعدي

د د د
- «شيرين ترين چيز در زندگي، عشق زن پاک دل به شوهرش مي باشد.»
ولتر

د د د
- «صوفيان عشق را علاج همه دردها و کيمياي وجود تعريف کرده اند. عشق فقر را به ثروت تبديل مي کند، گدا را به شاهزاده، جنگ را به صلح، جهل را به دانش و جهنم را به بهشت مبدل مي سازد.»
حسين الهي قمشه اي

د د د
- «عاشق آشفته فرمان کي برد؟// درد درمان سوز درمان کي برد؟»
عطار نيشابوري

د د د
- «عاشقان را همه گر آب برد// خوبرويان همه را خواب برد»
ايرج ميرزا


د د د
- «عاشق روياهاي خود را خودش مي سازد.»
کارل فريدريش ويلهلم واندر

د د د
- «عاشقي پيداست از زاري دل// نيست بيماري، چو بيماري دل»
مولوي

د د د
- «عجب علمي است علم هيئت عشق// که چرخ هشتمش هفتم زمين است»
حافظ

د د د
- «عشاق دلباخته معمولا در سکوت به سر مي برند.»
شارل دو منتسکيو

د د د
- «عشق آدمي را به کمال مي رساند.»
ميکل آنژ

د د د
- «عشق آينه بلند نور است// شهوت ز حصار عشق دور است»
ناشناس

د د د
 - «عشق اندر فضل و علم و دفتر و اوراق نيست // هرچه گفت و گوي خلق آن ره، ره عشاق نيست// شاخ عشق اندر ازل دان، بيخ عشق اندر ابد// اين شجر را تکيه بر عرش و ثري و ساق نيست»
مولوي - (ديوان شمس تبريزي)

د د د
- «عشق با درد همراه است - چون رشد را موجب مي شود. عشق با درد همراه است چون عشق چنين مي طلبد. عشق با درد همراه است چون عشق دگرگون مي کند. عشق با درد همراه است، چون در عشق از نو زاده مي شوي.»
اوشو

د د د
- «عشق بلايي است که همه خواستارش هستند.»
افلاطون

د د د
- «عشق بهترين نغمه در موسيقي زندگي است. انسان  بدون عشق، هرگز با همسرايي باشکوه بشريت هم نوا نخواهد شد.»
روک شنايدر

د د د
- «عشق، به  زيبايي سرخ گل هاي وحشي است; دوستي، مانند تيغ برگ هاي راج است و در برابر شکوه شکوفه هاي گل سرخ ناچيز. اما کدامين پايدارتر است؟»
اميلي برونتي

د د د
- «عشق به مثابه يک پيوند رخ مي نمايد اما در خلوت ژرف آغاز مي گردد. هنگامي که به تمامي در تنهايي خود خرسندي، هنگامي که مطلقا به ديگري نيازمند نيستي، وقتي حضور ديگري يک احتياج نمي نمايد، آنگاه است که توانايي دريافت عشق را خواهي داشت. اگر وجود ديگري نياز تو باشد، تنها مي تواني بهره کشي کني. تزوير کني، مسلط شوي، اما عشق نمي تواني بورزي.»
اوشو

د د د
 - «عشق به هدف، پادزهر ترس و نگراني است.»
ناشناس

د د د
- «عشق،پايدارترين قدرت جهان است.»
مارتين لوتر کينگ جونيور

د د د
- «عشق پرنده ترسوئي نيست که با يک کيش دور شود.»
رفيق شامي

د د د
- «عشق پيري گر بجنبد سر به رسوايي زند.»
ضرب المثل فارسي

د د د
- «عشقت آتش به دل کس نزند تا دل ماست// کي به مسجد سزد آن شمع که در خانه رواست»
ملک الشعرا بهار

د د د
- «عشق تنها دردي است که بيمار از آن لذت مي برد.»
افلاطون

د د د
- عشق تنها قدرتي است که دشمن را به دوست بدل مي کند.»
مارتين لوتر کينگ جونيور

د د د
- «عشق چون در سينه ام بيدار شد// از طلب، پا تا سرم ايثار شد»
فروغ فرخزاد

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط داداش میثم
 
   
 
جان كيتس (1821 - 1795) عمري كوتاه اما بسيار درخشان داشت. در سن 23 سالگي فاني براوني را كه در همسايگي او خانه داشت ملاقت كرد و دلباخته او شد. متاسفانه در آن زمان پزشكان بيماري سل را كه نهايتا به مرگ او منجر مي شد تشخيص داده بودند؛ بنابراين ازدواج آن دو ناممكن شد. گرماي عشق عميق و خلل ناپذير كيتس به فاني در اين نامه كه يك سال قبل از مرگ كيتس در رم نوشته شده است به خوبي احساس مي شود.


فاني شيرينم
گاه نگران مي شوي كه نكند آنقدر كه انتظار داري تو را دوست نداشته باشم. عزيزم، دوستت دارم هميشه و هميشه بي هيچ قيد و شرطي. هر چه بيشتر تو را مي شناسم، بيشتر به تو علاقمند مي شوم. همه احساسات من حتي حسادت هايم ناشي از شور عشق بوده است. در پرشورترين طغيان احساسم حاظرم برايت بميرم. تو را بيش از اندازه آشفته و نگران كرده ام. ولي تو را به عشق قسم، آيا كار ديگري مي توانم بكنم؟ هميشه براي من تازه هستي. آخرين نسيم تو شاداب ترين و آخرين حركات تو، زيباترين آنهاست.


به فاني براوني
بدون تو نمي توانم زندگي كنم. جز تو ديدار تو همه چيز را فراموش كرده ام، امگار زندگي ام دراينجا به پايان رسيده است. ديگر چيزي نمي بينم مرا در خودت ذوب كرده اي؟
حس مي كنم در حال متلاشي شدن هستم... هميشه در حيرت بودم كه چطور افرادي به خاطر دين شهيد مي شوند. از فكر آن بدنم به لرزه مي افتاد. اما ديگر نمي لرزم. من هم مي توانم به خاطر دينم شهيد شوم. عشق دين من است. م توانم به خاطر آن بميرم. مي توانم به خاطر تو بميرم. كيش من كيش مهر است و تو تنها اعتقاد من هستي. تو مرا با نيرويي كه توان مقابله با آن را ندارم افسون كرده اي.
جان كيتس


داستان عشق جان كيتس و فاني براوني داستاني غمبار است. كيتس كه از شعراي عمده قرن نوزدهم به شمار مي آيد در طول عمر كوتاه خود آثار مهمي همچون "قصيده اي درباره گلدان يوناني" را سرود.
كيتس در نوامبر 1818 فاني را ملاقت كرد و بلافاصله دلباخته او شد!!! اين اتفاق خانواده فاني و دوستان كيتس را نگران كرد. آن دو به زودي مخفيانه نامزد كردند. اما كيتس در زمستان 1820 در سن 25 سالگي چشم از جهان فروبست. او را همراه با نامه هاي ناگشوده از فاني كه روي سينه و نزديك قلبش گذاشته بودند به خاك سپردند.

 

شرط دل دادن دل گرفتنه ، وگرنه یکی بی دل می مونه یکی دو دل
Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط داداش میثم
 
   
 
چهار تا دوست كه ۳۰ سال بود همديگه رو نديده بودند توي يه مهموني همديگه رو مي بينن و شروع مي كنن در مورد زندگي هاشون براي همديگه تعريف كنن. بعد از يه مدت يكي از اونا بلند ميشه ميره دستشويي. سه تاي ديگه صحبت رو مي كشونن به تعريف از فرزندانشون...
اولي: پسر من باعث افتخار و خوشحالي منه. اون توي يه كار عالي وارد شد و خيلي سريع پيشرفت كرد. پسرم درس اقتصاد خوند و توي يه شركت بزرگ استخدام شد و پله هاي ترقي رو سريع بالا رفت و حالا شده معاون رئيس شركت. پسرم انقدر پولدار شده كه حتي براي تولد بهترين دوستش يه مرسدس بنز بهش هديه داد...
دومي: جالبه. پسر من هم مايه افتخار و سرفرازي منه. توي يه شركت هواپيمايي مشغول به كار شد و بعد دورهء خلباني گذروند و سهامدار شركت شد و الان اكثر سهام اون شركت رو تصاحب كرده. پسرم اونقدر پولدار شد كه براي تولد صميمي ترين دوستش يه هواپيماي خصوصي بهش هديه داد.
سومي: خيلي خوبه. پسر من هم باعث افتخار من شده... اون توي بهترين دانشگاههاي جهان درس خوند و يه مهندس فوق العاده شد. الان يه شركت ساختماني بزرگ براي خودش تأسيس كرده و ميليونر شده... پسرم اونقدر وضعش خوبه كه براي تولد بهترين دوستش يه ويلاي ۳۰۰۰ متري بهش هديه داد.
هر سه تا دوست داشتند به همديگه تبريك مي گفتند كه دوست چهارم برگشت سر ميز و پرسيد اين تبريكات به خاطر چيه؟ سه تاي ديگه گفتند: ما در مورد پسرهامون كه باعث غرور و سربلندي ما شدن صحبت كرديم. راستي تو در مورد فرزندت چي داري تعريف كني؟ چهارمي گفت: دختر من رقاص كاباره شده و شبها با دوستاش توي يه كلوپ مخصوص كار ميكنه. سه تاي ديگه گفتند: اوه! مايه خجالته! چه افتضاحي!
دوست چهارم گفت: نه. من ازش ناراضي نيستم. اون دختر منه و من دوستش دارم. در ضمن زندگي بدي هم نداره. اتفاقاً همين دو هفته پيش به مناسبت تولدش از سه تا از صميمي ترين دوست پسراش يه مرسدس بنز و يه هواپيماي خصوصي و يه ويلاي ۳۰۰۰ متري هديه گرفت.....
Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط داداش میثم
 
   
 

امیدم را مگیر از من خدایا

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط داداش میثم
 
   
 

پدر 

تقدیم به قلب پرمهر همه پدران و روح بزرگ پدرانی که سال نو جایشان در کنار خانواده­هاشان خالی ست.
 



مردی ۸۵ ساله با پسر تحصیل کرده ۴۵ ساله­اش روی مبل خانه خود نشسته بودند ناگهان کلاغی كنار پنجره‌شان نشست. پدر از فرزندش پرسید: این چیه؟ پسر پاسخ داد: کلاغ.
پس از چند دقیقه دوباره پرسید این چیه؟ پسر گفت : بابا من که همین الان بهتون گفتم: کلاغه.
بعد از مدت کوتاهی پیر مرد برای سومین بار پرسید: این چیه؟ عصبانیت در پسرش موج میزد و با همان حالت گفت: کلاغه کلاغ!
پدر به اتاقش رفت و با دفتر خاطراتی قدیمی برگشت. صفحه­ای را باز کرد و به پسرش گفت که آن را بخواند.
در آن صفحه این طور نوشته شده بود:
امروز پسر کوچکم ۳ سال دارد. و روی مبل نشسته است هنگامی که کلاغی روی پنجره نشست پسرم ۲۳ بار نامش را از من پرسید و من ۲۳ بار به او گفتم که نامش کلاغ است.
هر بار او را عاشقانه بغل می‌کردم و به او جواب می‌دادم و به هیچ وجه عصبانی نمی‌شدم و در عوض علاقه بیشتری نسبت به او پیدا می‌کردم

 

 قدر داشته هاتون رو بدونید

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط داداش میثم
 
   
   

عشق یعنی این - ازدواج با دختری که سرطان دارد



بعد از ۵ روز کتی فوت کرد. اون اجازه نداد که بیماریش در زندگیش باعث از دست دادن امید یا ایمانش بشه. اون یک عروسی شگفت انگیز داشت. و اون عشق داشت و عشق میداد

 

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط داداش میثم
 
   
 

دو مرد در کنار درياچه اي مشغول ماهيگيري بودند . يکي از آنها ماهيگير با تجربه و ماهري بود اما ديگري ماهيگيري نمي دانست .

هر بار که مرد با تجربه يک ماهي بزرگ مي گرفت ، آنرا در ظرف يخي که در کنار دستش بود مي انداخت تا ماهي ها تازه بمانند ، اما ديگري به محض گرفتن يک ماهي بزرگ آنرا به دريا پرتاب مي کرد .

ماهيگير با تجربه از اينکه مي ديد آن مرد چگونه ماهي را از دست مي دهد بسيار متعجب بود . لذا پس از مدتي از او پرسيد :

- چرا ماهي هاي به اين بزرگي را به دريا پرت مي کني ؟

مرد جواب داد : آخر تابه من کوچک است !

 

گاهي ما نيز همانند همان مرد ، شانس هاي بزرگ ، شغل هاي بزرگ ، روياهاي بزرگ و فرصت هاي بزرگي را که خداوند به ما ارزاني مي دارد را قبول نمي کنيم . چون ايمانمان کم است .

ما به يک مرد که تنها نيازش تهيه يک تابه بزرگتر بود مي خنديم ، اما نمي دانيم که تنها نياز ما نيز ، آنست که ايمانمان را افزايش دهيم .

خداوند هيچگاه چيزي را که شايسته آن نباشي به تو نمي دهد .

اين بدان معناست که با اعتماد به نفس کامل از آنچه خداوند بر سر راهت قرار مي دهد استفاده کني .

هيچ چيز براي خدا غير ممکن نيست .

 

به ياد داشته باش :

به خدايت نگو که چقدر مشکلاتت بزرگ است ،

به مشکلاتت بگو که چقدر خدايت بزرگ است .

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط داداش میثم
 
   
 

کشاورزي الاغ پيري داشت که يه روز اتفاقي ميفته تو ي يک چاه بدون آب . کشاورز هر چه سعي کرد نتونست الاغ رو از تو چاه بيرون بياره . براي اينکه حيون بيچاره زياد زجر نکشه   کشاورز و  مردم روستا تصميم گرفتن  چاه رو با خاک پر کنن تا الاغ زود تر بميره و زياد زجر نکشه . 

مردم با سطل  روي سر الاغ خاک مي ريختند اما الاغ هر بار خاکهاي  روي بدنش رو مي تکوند و زير پاش مي ريخت و وقتي خاک زير پاش بالا مي آمد سعي ميکرد بره روي خاک ها .

 روستايي ها همينطور به زنده به گور کردن الاغ بيچاره ادامه دادند و الاغ هم همينطور به بالا اومدن ادامه داد تا اينکه به لبه ي چاه رسيد و بيرون اومد .

مشکلات زندگي مثل تلي از خاک بر سر ما ميريزند و ما مثل هميشه دو اتنخاب داريم . اول اينکه اجازه بديم مشکلات ما رو زنده به گور کنن و دوم اينکه از مشکلات سکويي بسازيم براي صعود

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط داداش میثم
 
   
  شيطان !

استاد دانشگاه با این سوال شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند
آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟



شاگردی با قاطعیت پاسخ داد : بله او خلق کرد
استاد گفت: اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر ماست , خدا نیز شیطان است
شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست
شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟
استاد پاسخ داد: البته
شاگرد ایستاد و پرسید: استاد, سرما وجود دارد؟؟
استاد پاسخ داد: این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟
مرد جوان گفت: در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست،در واقع سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد
شاگرد ادامه داد : استاد تاریکی وجود دارد؟
استاد پاسخ داد: البته که وجود دارد
شاگرد گفت: دوباره اشتباه کردید آقا! تاریک هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان ، تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد
در آخر مرد جوان از استاد پرسید: آقا, شیطان وجود دارد؟؟
استاد که زیاد مطمئن نبود پاسخ داد: البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست
و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریک که در نبود نور می آید


آن مرد جوان همان آلبرت انیشتین بود....

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط داداش میثم
 
   
 

الوداع ای خاطره ها

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط داداش میثم
 
   
  از خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟

خدا جواب داد

گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،با اعتماد زمان حال ات را بگذران و

بدون ترس براي آينده آماده شو.ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .

شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن.

زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کنيد

مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ اینه که مهم باشی! حتی برای یک نفر

مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام. توان شروع به دویدن کنی .

كوچك باش و عاشق... كه عشق می داند آئین بزرگ كردنت را

بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی

موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن

فرقى نمي كند گودال آب كوچكى باشى يا درياى بيكران... زلال كه باشى، آسمان در توست
Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط داداش میثم
 
   
 

دلم میخواد که توی هر دو عالم
سینه زن محرم تو باشم


------------ --------- ---------

یه دختری گوشه ویروونه نشسته
رفته تو فکر باباشو و چشاشو بسته

------------ --------- ---------

مهمانم و بسترم زمین است
عطشانم و قلبم آتشین است
دشمن همه سوی در کمین است
من عاشقم و گناهم این است

------------ --------- ---------

دلم گردیده در بحر غمت غرق
مَنِه بین منو فرزند خود فرق
اگر عیبم بود کم سن و سالی
چرا پس گاهواره گشته خالی؟!

------------ --------- ---------

خنده كنان مي رود روز جزا در بهشت
هر كه به دنيا كند گريه براي حسين

------------ --------- ---------

فرموده است حضرت صادق هر آنكسي
گريان جدّ ما شده با من برادر است
در حج و در عبادت و د
ر سجده‌هاي شب
گريه كن حسين شريك پيمبر است

------------ --------- ---------

منم نواده ي هاجر که پيش چشم ترم
به مذبح آمده اين بار هر دو تا پسرم


------------ --------- ---------

دو تا کبوتر من قابل ضريح تو نيست
اگر به خاک مي افتند هم فداي حرم

------------ --------- ---------

بر من لباس نوكري‌ام را كفن كنيد
نوكر بهشت هم برود باز نوكر است

------------ --------- ---------

به یاد داغ بانو، دلشکسته
محرم می روم دنبال دسته

------------ --------- ---------

علم بر دوش مردان جوان است
علی اصغر امیر کودکان

 

moharram imam hossein ashoora tasooa (9).jpg

moharram imam hossein ashoora tasooa (3).jpg 

moharram imam hossein ashoora tasooa (2).jpg

moharram imam hossein ashoora tasooa (6).jpg

moharram imam hossein ashoora tasooa (4).jpg

moharram imam hossein ashoora tasooa (7).jpg

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط داداش میثم
 
   
 

فرشته بیکار

روزی مردی خواب عجیبی دید.

دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دیدکه سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسید: شما چکار می کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم.

   مرد کمی جلوتر رفت. باز تعدادی از فرشتگـــان را دید که کاغذهـایی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند.

   مرد پرسید: شماها چکار می کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: اینجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت های خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم.

   مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته است. با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟

  فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند.

مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟

فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط کافیست بگویند: خدایا شکر.

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط داداش میثم
 
   
 

**زندگي مثل دوچرخه سواري مي مونه ..واسه حفظ تعادلت هميشه بايد در حركت باشي ....آلبرت انيشتين    

 

**جرج آلن: اگر كسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با كلماتي كه ناگفته مي‌مانند، مي‌شكنند

 

**ميان انسان و شرافت رشته باريکي وجود دارد و اسم آن قول است . توماس براس

 

**شريف ترين دلها دلي است که انديشه ي آزار کسان درآن نباشد.  زرتشت

 

**ملاصدرا مي گويد: خداوند بي نهايت است و لامكان و بي زمان اما به قدر فهم تو كوچك مي شود و به قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدرآرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو كارگشا مي شود.

 

 **روزی روزگاری اهالی یه دهکده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران دعا کنند, در روز موعود همه مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند و تنها یك پسر بچه با خودش چتر آورده بود و این یعنی ایمان.

 

**بدبختي تنها در باغچه اي که خودت کاشته اي مي رويد.

 

**وقتي كه زندگي برات خيلي سخت شد، يادت باشه كه درياي آروم، ناخداي قهرمان نمي‌سازه.

 

**اي صميمى اي دوست

**گاه بيگاه لب پنجره‎ ‎خاطره ام  مي آيي. اي قديمي اي خوب

 **تو مرا ياد كني يا نكني، من به يادت هستم.

 **آرزويم همه‎ ‎سرسبزي توست.

 **دايم از خنده، لبانت لبريز

 **دامنت پر گل باد.

**برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در انتهای کمال

**بنگر که تو چگونه می افتی

**آدم ها را از انچه درباره ديگران مي گويند بهتر مي توان شناخت تا از انچه درباره انها مي گويند.

**فریدریش نیچه : 'آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای، از این آشفته ام که دیگر نمیتوانم تو را باور کنم.

**چیزی را که دوست داری به دست آور وگر نه مجبوری  چیزی را که به دست می آوری دوست داشته باشی.

**از زندگي هرآنچه لياقتش را داريم به ما ميرسد نه آنچه آرزويش را داريم.

**آن چه هستي هديه خداوند به توست و آن چه مي شوي هديه تو به خداوند.

**شکسپیر: همیشه به کسی فکر کن که تو رو دوست دارد، نه کسی که تو دوستش داری **

**وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها ميكند پرهايش سفيد ميماند، ولي قلبش سياه ميشود....

 دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است- دكتر علي شريعتي **

**اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید. (کورش کبير)

**نويسنده معروفي مي گويد: زن مانند کروات است هم زيبايي به مرد مي بخشد و هم گلويش را فشار مي دهد.

 

 **چارلي چاپلين: وقتي زندگي 100 دليل براي گريه كردن به تو نشان ميده تو 1000 دليل براي خنديدن به اون نشون بده

 

 **موفق كسي است كه با آجرهايي كه بطرفش پرتاب مي شود، يك بناي محكم بسازد.

**تمدن جديد زن را كمي عاقلتر كرده است، اما به واسطه آزمندي مرد، بر رنج زن افزوده است.

 

**شکسپير:عشق مثل آبه، مي توني تو دستات قايمش کني ولي يه روز دستاتو باز مي کني مي بيني همش چکيده بي اينکه بفهمي دستت پر ازخاطرست.

 

**زندگي مثل پياز است كه هر برگش را ورق بزني اشكتو در مي ياره.

**پيچ جاده، آخر راه نيست مگر اينكه تو نپيچي.

**دكتر شريعتي: لحظه هاراميگذرانديم تابه خوشبختي برسيم غافل ازاينكه خوشبختي درآن لحظه هابودكه گذرانديم.

 

 **انيشتين: اگر انسان ها در طول عمر خويش ميزان كاركرد مغزشان يك ميليونيوم معده شان بود اكنون كره زمين تعريف ديگري داشت.

 

  **تا چیزی از دست ندهی چیز دیگری بدست نخواهی آورد این یک هنجارهمیشگی است.

 

 ** نصیحت حضرت مولانا :گشاده دست باش جاری باش کمک کن (مثل رود)

      باشفقت و مهربان باش (مثل خورشید)اگر کسی اشتباه کرد آن را بپوشان (مثل شب)

 

وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ)متواضع باش و کبر نداشته باش (مثل خاک)

 

بخشش و عفو داشته باش (مثل دریا)اگر می خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آیینه)

 

 **چهار چيز است که قابل بازيابي نيست سنگ پس از پرتاب شدن، سخن پس

      از گفته شدن، فرصت پس از از دست رفتن، و زمان پس از سپري شدن.

 

**اختلاف زن و مرد در اين است كه مردان هميشه آينده را مي نگرنند وزنان گذشته را بخاطر مي آورند.

 

- زن مخلوقي است كه عميق تر ميبيند و مرد مخلوقي است كه دورتر را ميبيند.

 

عالم براي مرد يك قلب است و قلب براي زن عالمي است.

 

**عجب معلم سختگیري است اين طبيعت که اول امتحان ميگيرد بعد درس ميدهد.

 

**به پسران در کودکي شير سگ دهيد، شايد در بزرگي وفا بياموزند.  شکسپير    

 

**زندگي تاس خوب آوردن نيست، تاس بد را خوب بازي کردنه.

 

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط داداش میثم
 
   
  SmS هاي عشقولانه و عارفانه ....

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم


- محبوبم ، شگفت ترين چيز اين است كه من و تو هميشه در سرزميني گام مي زنيم كه براي ديگران ناشناخته است و هر دو دست دراز مي كنيم تا از زندگي بهره خويش را بگيريم و زندگي به راستي دست گشاده است.

- موشكافي در شكست ، پيشرفت در پي خواهد داشت .
- حسد همچون مگس است كه همه جاي بدن سالم را رها مي كند و بر روي زخمهاي آن مي نشيند .
- زن كودكي است كه با اندك تبسم خندان و با كمترين بي مهري گريان مي شود.
- مردم اشتباهات زندگي خود را روي هم مي ريزند و ازآنها غولي بوجود مي آورند كه نامش تقدير است .

- براي بدست آوردن گنج خموشي ، بارگاه دانش ات را بزرگتر بساز.

- هيچ چيز در زندگي شيرين تر از اين نيست كه كسي انسان را دوست بدارد. من در زندگاني خود هر وقت فهميده ام كه مورد محبت كسي هستم, مثل اين بوده است كه دست خداوند را بر شانه خويش احساس كرده ام.

-كسي كه براي خود احترام قائل است، از گزند ديگران درامان است. او كتي را بر بدن دارد كه كسي را ياراي پاره كردن آن نيست.

-براي گردش دوروزه ، توشه اي سه روزه همراه ببر ، و اگر توان رسيدن به خواسته زندگي ات را دوهزار گام مي داني خود را آماده پيمودن سه هزار گام بنما ، چرا كه شتاب در هنگام رهسپاري نبايد كم شود .

- به ياد داشته باش كه امروز طلوع ديگري ندارد.

- هيچ چيز غرور مرد را مثل شادي زنش ارضاء نمي كند، چون هميشه آنرا مربوط به خودمي داند.

براي نوشتن اس ام اس گوشيت رو بذار رو حالت T9، بعدش يه دستت رو بذار رو Lcd گوشيت و اين شماره رو بزن: 4164771968
اين اس ام اس منه براي توووو....

بدترين شكل دلتنگي براي كسي اينه كه كنار اون باشي و بدوني كه هرگز به اون نخواهي رسيد...

يكي مي دونه دوسش داري، يكي نمي دونه دوسش داري؛ بيچاره اون كه فكر مي كنه دوسش داري...

اگر كسي را دوست داري بايد اورا آنطور كه هست دوست داشته باشي نه آنجور كه گمان مي كني بايد باشد...

دلم در هر تپش صد بار آواز تو را مي خواند........نمي دانم تو هم ياد دل ما مي كني يا نه؟!.....

هيچ زمان دل به كسي نبند ...... چون اين دنيا اين قدر كوچك است كه دو تا دل كنار هم جا نميشه ..... ولي اگر دل بستي ... هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اين قدر بزرگه ... كه ديگه پيداش نميكني.

از استاد ديني پرسيدند عشق چيست؟ گفت:حرام است. از استاد هندسه پرسيدند عشق چيست؟ گفت:نقطه اي كه حول نقطه ي قلب جوان ميگردد. از استاد تاريخ پرسيدن عشق چيست؟ گفت… گفت : سقوط سلسله ي قلب جوان. از استاد زبان پرسيدند عشق چيست؟ گفت:همپاي love است . از استاد ادبيات پرسيدند عشق چيست؟ گفت : محبت الهيات است .
از استاد علوم پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عنصري هست كه بدون اكسيژن مي سوزد. از استاد رياضي پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عددي هست كه پايان ندارد .

اگر شبي از شبهاي زمستاني، مسافري به اميد گرماي نگاهت به تو پناه آورد تنهايش نگذار شايد در گرمترين روزهاي تابستان به خنكي لبخندش محتاج شوي .

زندگي چيست ؟ اگر خنده است چرا گريه ميكنيم ؟ اگر گريه است چرا خنده ميكنيم ؟ اگر مرگ است چرا زندگي مي كنيم ؟ اگر زندگي است چرا مي ميريم ؟ اگرعشق است چرا به آن نمي رسيم ؟ اگرعشق نيست چرا عاشقيم ؟

در زندگي سه راه را دنبال كن: 1-دوست داشتن را براي يك تجربه. 2-عاشق شدن را براي يك هدف. 3-فراموش كردن را براي قبول واقعيت .

به كوه گفتم عشق چيست؟ لرزيد. به ابر گفتم عشق چيست؟باريد. به باد گفتم عشق چيست؟ وزيد. به پروانه گفتم عشق چيست؟ ناليد. به گل گفتم عشق چيست؟ پرپر شد. و به انسان گفتم عشق چيست؟ اشك از ديدگانش جاري شد و گفت ديوانگيست .

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط داداش میثم
 
   
 

نه دل در دست محبوبي گرفتار، نه سردرکوچه باغي بر سر دار ،

از اين بيهوده گرديدن چه حاصل ؟ پياده مي شوم ، دنيا نگهدار . . .

.

.

.

اگر خداوند يک آرزوي انسان را برآورده ميکرد من بيگمان دوباره ديدن تو را آرزو ميکردم

 و تو نيز هرگز نديدن من را . . . آنگاه نميدانم براستي خداوند کداميک را ميپذيرفت . . . ؟

 

 

 

.

دوست بهترين واژه در جهان است، اما كساني كه معني آن را نمي فهمند

 اين واژه را بدنام كرده اند ٬ دوست ، دشمن تنهايي يك تنهاست . .

 

 


به خاموشی ما منگر که ما معدن رازیم

فلک بشکست بال ما را وگرنه اهل پروازیم . . .

.

.

.

بي گناهي کم گناهي نيست در ديوان عشق٬يوسف از دامان پاک خود به زندان رفته است

.

.

.

خود را به که بسپارم وقتي که دلم تنگ است

پيدا نکنم همدل دلها همه از سنگ است

گويا که در اين وادي از عشق نشاني نيست

گر هست يکي عاشق آلوده به صد رنگ است . . .

.

.

.

قلب من در هر زمان خواهان توست  / اين دو چشمان عاشقم مهمان توست /

 گرچه لبريز از غمي درمانده ام / اين نگاهم  در پي درمان توست . . .

.

.

.

نه دل در دست محبوبي گرفتار، نه سردرکوچه باغي بر سر دار ،

از اين بيهوده گرديدن چه حاصل ؟ پياده مي شوم ، دنيا نگهدار . . .

.

.

.

در يک آشنايي دوستانه ما با هم دست داديم ٬ تو فقط دست دادي . . .

 و من . . . همه چيز از دست دادم . . .

.

.

.

اي غم ، تو که هستي از کجا مي آيي؟

هر دم به هواي دل ما مي آيي

باز آي و قدم به روي چشمم بگذار

چون اشک به چشمم آشنا مي آيي . . .

.

.

.

اگر خداوند يک آرزوي انسان را برآورده ميکرد من بيگمان دوباره ديدن تو را آرزو ميکردم

 و تو نيز هرگز نديدن من را . . . آنگاه نميدانم براستي خداوند کداميک را ميپذيرفت . . . ؟

.

.

.

اگه يه خودکار داشتي که فقط اندازه ي نوشتن يک جمله جوهر داشت

 باهاش چي مينوشتي؟ خدايا دوست دارم . . .

.

.

.

خون که قرمزه رنگ عشقه اما اشک که بيرنگه درد عشقه . . .

.

.

.

تو اگر باز کني پنجره اي سمت دلت ٬ ميتوان گفت که من چلچله لال توام ٬ 

مثل يک پوپک سرمازده در بارش برف ٬ سخت محتاج به گرماي پر و بال توام . . .

.

.

.

راز دل با كس نگفتم چون ندارم محرمي ، هر كه را محرم شمردم عاقبت رسوا شدم ،

 راز دل با آب گفتم تا نگويد با كسي ، عاقبت ورد زبان ماهي دريا شدم . . .

.

.

.

دوست بهترين واژه در جهان است، اما كساني كه معني آن را نمي فهمند

 اين واژه را بدنام كرده اند ٬ دوست ، دشمن تنهايي يك تنهاست . . .

.

.

.

 چشاي پرستو بي اشک ميميره صداي قناري بي تو ميگيره اگه تو نباشي پيشم عزيزم

هر چي شاديست توي قلبم ميميره آسمون عشق پوسيده مي شه

هواي عشق مه الوده مي شه . . .

.

.

.

سرمشق های آب بابا ٬ یادمان رفت

رسم نوشتن با قلم یادمان رفت

شعر خدای مهربان را حفظ کردیم

اما خدای مهربان یادمان رفت . . .

.

.

.

فراموش نکنیم در ساحل قلبها ٬ این جای پای دوست است که می ماند ٬

وگرنه موج روزگار هر ردپایی را پاک میکند . . .

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط داداش میثم